محرم_صفر
عزیزای من سلآآآام
یکم دیر به وبلاگ اومدم ببخشید![]()
مثل هررررسال ماه محرم ۱۰ شب رو هیئت رفتیم عاشورا تاسوعا رفتیم دسته هیئت سیدالشهدا
چندشب هم با باباجون رفتید هیئت ولی یکم شلوغ کرده بودید بابا دیگه نبردتون و با من و خاله جونی و آبجی الینا و عزیز شیرین و زندایی سهیلا میرفتیم ۳راه اونجا چای_شیرینی_شله زرد نذری میدادن
پسرای خوبی بودید اذیت نمیکردید
مثل هرسال که هممممه جا مراسم شیرخوارگان برگزار میشه ماهم رفتیم مصلا رباط کریم
با خاله و الینا رفتیم یکم استرس داشتم که یه موقع اذیت نکنید بهونه نگیرید ولی خداروشکر اذیت نکردید... وقتی مداح میگفت صلوات بفرستید بلند صلوات میفرستادید و نوحه میخوند سینه میزدید.
اونجا فیلم برداری و عکس برداری هم میکردن و تلوزیون پخش میکرد
ماهم که ردیف جلو بودیم تو چندتا از عکسا تو عکس افتادیم توکانال خبری فرستاده بودن منم ذخیره کردم یادگاری نگه دارم![]()
این هم بگم مثل سالهای قبل عزیز خدیجه اینا ۲۸ صفر آش نذری دارن
ماهم صبح رفتیم خونشون عموحمید اینا و عمه نسرین ایناهم اومده بودن بعدش بقیه فامیلا اومدن
شماهم با آیناز پرهام و آتریسا و پارسال ومحیا تواتاق بازی میکردید گاهی وقتام دعوا میکردید
...
اون روز خخخیلی هوا سردو ابری بود..بعضی جاها که برف باریده بود.
اینم چندتا از عکسهاتون که میگفتم![]()
![]()
![]()








محرم_صفر 





